|
دفتــــر فراموشـــــــی
|
گریه کن گریه قشنگه !!!!!!!!!!!!۱۱
فریاد غم
ای سینه امشب از غمش فریاد کن فریاد کن
وی دیده اندر ماتمش بیدادکـــن بیداد کــــن
ای پنجه بر در سینه را دل را از او بیرون بکش
پیچیــده در خون غـرقه را آزاد کـــن آزاد کـــــن
ای عشق غمگین خاطـرم بر دل بیفکـن آذرت
ویـــــرانـــه ام را از کـــــرم آباد کــــن آباد کـــــن
آزرده ام خواهی چرا ؟ آخــــر شـــبی از در درآ
این عاشق دل خسته را دلشاد کن دلشاد کن
غمگسار
چه غریب ماندی ای دوست *** نه غمی نه غمگساری
نه به انتظار یاری *** نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویی بگریزد و بریزد *** که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
سحرم کشیده خنجر *** که چرا شبم نکشتند ؟
تو بکش که تا نیفتد *** دگرم به شب گذاری
نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخــت پیری که نــــداد برگ و بــــاری
سحرم کشیده خنجر*** که چرا شبم نکشتند
تو بکش که تا نیفتد*** دگرم به شب گذاری
********************************************
غریبانه
بگردید بگردید در این خانه بگردید
در این خانه غریبند غریبند غریبانه بگردید
یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود
جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید
نسیم نفس دوست به من خورد چه خوش بود
همین جا! همین جا! همه خانه بگردید
چه شیرین و چه خوش بوست *** کجا خوابــگه اوست (۲)
پی آن گل خوش بو*** چو پروانه بگردید
زندگی گفت که اخر چه شود حاصل من؟
عشق فرمود که تا چه گوید دل من عقل نالید کجا حل شود مشکل من
مرگ خندید در خانه ویرانه من.
بهترين چيز:
رسيدن به نگاهيست كه از حادثه ي عشق،تراست*

تقدیم به عشقم علی
salam irani
<